فرمانده دسته ای که محبوب بچه های گردان بود
وقت عروج بال اميدم شكسته شد مانديم تا رعايت اين بال و پر كنيم
شرمنده ام كه ازتوجدا،زنده ام هنوز تقدير ما نبود كه با هم سفر كنيم
شهید ولی اله درزی
گفتى بيا كه سينه به مردى سپر كنيم
با نام دوست ، از دل توفان گذر كنيم
در جبهه هاى به وسعت هفت آسمان عشق
تفسير ديگرى به زبان خطر كنيم
با انتخاب سرخ در اين راه عاشقى
مردان آسمان وفا را خبر كنيم
دستى ز آستين شجاعت برآوريم
با چشم معرفت به شهيدان نظر كنيم
همراه با پرنده ترين سينه سرخها
تا كوى وصل تكيه به بال هنر كنيم
از دوردست حادثه تا آسمان عشق
پروازى از مدار زمين بيشتر كنيم
رفتى تو و توان پريدن مرا نبود
بايد در اين مسابقه فكرى دگر كنيم
وقت عروج بال اميدم شكسته شد
مانديم تا رعايت اين بال و پر كنيم
شرمنده ام كه از تو جدا ، زنده ام هنوز
تقدير ما نبود كه با هم سفر كنيم.
خاطرات روزهای جنگ و عکس هایی از دوستان شهیدم.